حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

108

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

تركستان ، بلاد ختا ، ماوراء النهر و خوارزم محسوب مىشد . وى علاوه بر تيزهوشىاش نويسنده‌اى زبردست بود كه به زبانهاى مغولى ، خوارزمى ، تركى ، فارسى ، ختايى ( لهجه‌اى از لهجه‌هاى تركستان ) ، هندى و عربى مىنوشت . او در نهايت فهم ، هوش و دانش قرار داشت و با تدبير استادانه‌اش حكومت مغولها را نظم بخشيد » . همچنان كه يادآور شديم يكى از دستياران چنگيز خان فردى بود به نام « محمد يلواج » . محمد رضا شبيبى در جلد دوم از كتابش موسوم به « مورخ العراق ابن الفوطى » صفحه 204 ، ذيل كلام ابن فوطى در مورد فخر الدين محمود ، چنين مىنويسد : « نام فخر الدين ( يلواج ) در كتاب « تاريخ مختصر الدول » اثر ابن فوطى بيش از يك‌بار آمده است و به « الصاحب المعظم » ملقب شده و اين فرد در نيمهء قرن ششم ، حاكم سرزمين‌هاى شرقى از كرانهء رود جيحون گرفته تا منتهى اليه سرزمين ختا بوده است » . با اين‌كه ابن فوطى ، فخر الدين محمود را با لقب « يلواج » ذكر نكرده ، بنابراين اين‌كه نويسندهء مزبور در پاورقى صفحه 204 از كتاب فوق‌الذكر ، نام فخر الدين را به همراه « يلواج » ذكر كرده ، آيا نشان‌دهندهء اين است كه محمد و محمود نام يك‌نفر بوده و يكى از اين دو نام اشتباه ضبط شده است يا اين‌كه اين دو نام اشتباه ضبط شده و يا اين دو نام براى دو نفر بوده و لقب « يلواج » به اشتباه براى هر دو ذكر شده ، مطلبى است قابل تحقيق و بررسى . يكى ديگر از مسلمانانى كه با چنگيز همكارى داشت ، فردى بود به نام جعفر . ممكن است كه اين جعفر همان « جعفر خواجه » كه قبلا از او ياد كرديم باشد . اين فرد همان است كه چنگيز خان در وقت حمله به چين او را براى بررسى اوضاع و شناسايى راهها ، نزد آلتون خان فرستاد و او اوضاع كشور و راهى